رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

رادوین حراست خونه

1392/8/15 23:23
نویسنده : رومینا
349 بازدید
اشتراک گذاری

سرزمین کوچک من دستان  قشنگ تو است 

 وای خدایا از دست این جیگر پسر چی بگم اخه ؟ قلب

 تو خونه برامون یه پا حراست شده ناراحت   همین که احسان میاد کنارم بشینه  یا  بیاد منو بغل کنهخجالت  ببوسه  ماچکلی جیغ و داد راه میندازه که فقط دیدنی  هست خنده

  کاملا باید از هم جدا راه بریم حتی اگه بیرون  یا تو خونه دست همدیگر رو بگیریم  کلی شاکی میشه  

 نیشخند  . 

 کارهاش خیلی شیرینه زبان

2 روز بود که تب کرده بود شدید .طوری که میخواست بیاد شیر بخوره  بغلش که میکردم از تب زیاد خودمم میسوختم ناراحت

تا اینکه این بار بردم پیش دکتر امامی . خیلی دکتر عالی هست از حبیبی  بهتره . با مادرشوهری با هم رفتیم و دکتر سریع مادرشوهری رو شناخت  کلی تحویلمون گرفت  از این به بعد میبرم پیش دکتر امامی .  وزنش 10 :400 بود و قدش هم 83  که دکتر گفت بیخود هر کس میگه بچه ضعیفه اتفاقا  وزنش و قدش عالی هست چون قدش جز بچه 2 ساله هست خوبه  چشمکولی اگه چاق باشه و قدش کوتاه    بچه دچار چاقی  میشه وباید رژیم  بدیدم . مژه دکتر کلی بهم انرژی  ++++داد  و گفت که  برای دندونهای بادام شکنش هست که اینقدر تب کرده   و از این همه دندونهای رادوین تعجب کرده بود که چرا سریع همه درومده تعجب

 و بر خلاف دکتر حبیبی  مخالف شربت اشتها اور بود .  فقط گفت که زینک و اهن   و ویتامین ا د بده . لبخند  دوشب اصلا خواب نداشتم  خیلی خسته بودم چون رادوین بی تابی میکردگریه و من مجبور بودم بغلش بگیرم خنثی

امروز که رادوین بیدار شد خدا رو شکر اثری از تب نبود و من کلی خوشحال بودم قلب  ولی خودم احساس کردم دارم سرما میخورم توجه نکردم ناهار خورشت کرفس گذاشتم  یه وجب روش روغن  داشتخوشمزه همین که از گلوم رفت پایین  . سرفه هام شروع شد ا.ز شانس من هم رادوین  اینقدر شیطونی کرد که

احسان بردش پاییین  تا من بخوابم خواب

  با صدای رادوین از خواب بیدار شدم  دیدم که همچنان داره  میدوه تو خونه .و احسان  حال حرف زدن نداشت بنده خدا  دیگه انرژی براش  نذاشته بود اوه

   بعد دیگه اماده شدیم و رفتیم بیرون  یه گشتی تو خیابون زدیم و اومدیم خونه و رادوین همچنان داره   به من و احسان  فرمان میده .

اوه

  

 

امروز رادوین چرخ خرید رو اورده نشسته روش منم تو خونه مثل کالسکه چرخوندمش اینقدر با هم خندیدم خنده

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان ماهان
16 آبان 92 0:23
خوشم اومد رادوين جونم حواسش به همه چي هست............. اخه چه معني داره پس رادوين چي؟؟؟؟؟؟ عزيز دل خاله تو به شغلت كه حراسته ادامه بده من جوابگوم فدات مواظبشون باش نفسم
مامان ماهان
16 آبان 92 0:23
خدارو شكر كه بهتري عسلم
مامان کیان کوچولو
16 آبان 92 1:31
ای جانم همیشه خندون باشین عزیزم ..

خیلی سخته که بچه ها مریض میشن .. باید خیلی مواظب خودت باشی که مریض نشی رومینا جون ...
ببینش کوچولو رو آخه چه با مزه نشسته توی چرخ ..


قربونت عزیزم . بعد از رادوین که خودم مریض شدم ولی باز راضیم که خودم مریض بشم تا رادوین .
مرجان
16 آبان 92 12:07
سلام مامان مهربون خوبی؟ عزیزم نگران نباش بچه ها تو یک بازه زمانی بین 1 تا 2 سال خیلی سخت وزن میگیرن دکتر درست میگه این قد بچه هست که مهمه پسر من از چهار ماهگی دندون در اورد برای هر دندونشم کلی اسهال وتب داشت سریع وزن از دست می داد تموم حالتو خوب میفهمم تمام نگرانیات منم کلی دکتر تغذیه کودک عوض کردم همه میگفتن نرماله من بازم دلم اروم نمیشد تجربیاتم گفتم شاید برای شما خوب باشه

سلام عزیزم ممنون . وقتی دکتر گفت که قدش رشد کرده و جای نگرانی نیست انگار دنیا رو بهم دادن . ممنون که راهنماییم کردی.
مامان سونیا
16 آبان 92 17:04
عزیزم مراقب خودتون باشید فصل بدیمنم بچه بودم میرفتم امامی شلوغ بود


مرسی گلم . اره منم کوچیک بودم پیش امامی میرفتم
شکوفه
17 آبان 92 21:03
الهی.پس حسابی حسودی میکنه و یه پا دیکتاتور شده واسه خودش.